غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
55
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
با لشگر بسيار بدانجانب روان شد و چون بسمرقند رسيد باجل طبيعى درگذشت مدت سلطنتش يكسال بود و مهمات ملك و مالش را قداق باتفاق جيغاى سرانجام مىنمود از اولاد كيوك خان اسامى سه نفر به نظر درآمده برين موجب خواجه اغول باتو بهور قو و از اين سه هيچ يك بسلطنت نرسيدند . گفتار در بيان تسلطى كه تو را كينا خاتون را دست داد و ذكر وقايعى كه در ايام دولت كيوك خان اتفاق افتاد مورخان سخندان چنان آوردهاند كه اوكداى قاآن در اوان جهانبانى پسر بزرگتر خود كوجو را كه مادرش تو را كينا خاتون بود بولايت عهد مقرر ساخت اما مدت عمر كوجو در زمان حيات پدر بسر آمد و پسرش شرامون كه در سن طفوليت بود بجاى پدر وليعهد شد و چون قاآن وفات يافت بنابر صغر سن شرامون و غيبت كيوك خان بن قاآن توراكينا خاتون كه والده كيوك و ديگر اولاد قاآن بود بر مسند حكومت نشسته بضبط و ربط امور جمهور پرداخت و بر رأى رزين و عقل دوربين و ارسال تحف و هدايا و استمالت سپاهى و رعايا اكثر اعيان و اشراف را بمطاوعت خويش مايل و راغب ساخت و عورتى فاطمه خاتون نام كه از از جملهء اسيران مشهد مقدسه بود نزد تو را كينا تقرب تمام پيدا كرده و محرم اسرار اندرونى و كارپرداز مهمات نهانى گشت و بدين سبب در امور ملك و مال نيز دخل نمود افراد حشم به چشم ديگر آن عورت نگريستند و اين معنى بر خاطر بعضى از امراء و نوئينان گران آمد و بعد از سه سال كه توراكينا بامر و نهى الوس چنگيز خانى پرداخت كيوك خان از آن سفر مراجعت نموده باردو رسيد و با وجود كمال اقتدار بدستور معهود زمام مهام پادشاهى را بقبضه اختيار مادر گذاشت و توراكينا خاتون مسرعان به اطراف و اقطار ولايات و امصار ارسال داشته فرمان داد كه سلاطين و حكام ايران و توران بقريلتاى حاضر گردند و از حدود روم و شام و بغداد تا اقصاى ولايات دشت قبچاق و چين و ختاى ملوك و اشراف و اعيان باندك زمانى در اردو مجتمع گشتند و غير از باتو بن جوجى به حكومت كيوك راضى نبود و به بهانه درد پا تخلف نمود تمامى متعينان ايل والوس مغول باردو باليغ آمده كثرت خلايق بمرتبهء رسيد كه دو هزار خرگاه جهة مهمانان مرتب گردانيده بودند و مأكول و مشروب بغايت عزيز الوجود گشت و بعد از اينكه جمعيتى چنين دست داد خواتين و شاهزادگان در باب تعيين پادشاهى كه از نسل قاآن باشد قرعه مشورت در ميان انداختند و چون كوتاى بن قاآن مريض بود و شرامون از عهده آن امر بيرون نمىتوانست آمد و توراكينا خاتون و خاتون تولى خان سورقوقبتى بيگى بجانب كيوك خان مايل بودند و امراء و نوئنان در اين امر با ايشان متفق گشته منصب قاآنى بر وى مسلم داشتند و در ساعتى كه قامان اختيار نمودند